العلامة المجلسي
3
عين الحيات ( فارسى )
جلد دوم بيان سوّم در بيان معنى دنياست بدان كه اكثر مردم عالم مذمّت دنيا مىكنند و خود گرفتار آن هستند ، و بسيار است كه امر حقّى را دنيا نام مىكنند ، و آن را مذمّت مىنمايند ، و امر باطلى را ترك دنيا نام مىكنند و خود را به آن مىستايند ، پس تحقيق معنى دنيائى كه مذمّت آن در شرع وارد شده است بايد نمود تا حقّ و باطل از يكديگر ممتاز شود . بدان كه مردم از دنيا چند معنى فهميدهاند ، و آنها خطاست . اوّل : حيات دنيا و زنده بودن در اين نشأه است ، و نه چنين است كه زندگانى در اين نشأه بد باشد ، يا آنكه اين را دشمن بايد داشت ، بلكه آرزوى مرگ كردن و طلب آن نمودن مذموم است ، و كفران نعمت الهى است ، بلكه آنچه مذموم است اين است كه آدمى زندگانى را براى امور باطل خواهد ، يا آنكه اعتماد بسيار بر اين زندگى داشته باشد ، و آرزوهاى دور و دراز كند ، و مرگ را فراموش نمايد ، و به سبب آن اعمال صالحه را به تأخير اندازد ، و مبادرت به اعمال بد كند به آرزوى اين كه آخر توبه خواهم كرد ، و اموال بسيار جمع نمايد و مساكن رفيعه و اسباب بسيار براى خود تحصيل نمايد . و به سبب اعتمادى كه به تسويلات شيطان بر عمر ناقص خود دارد به اين سبب از امورى كه به كار آخرت مىآيد غافل شود ، و پيوسته عمر خود را صرف تحصيل